18 خرداد, 1400

روانشناسی بعد از خیانت

وقتی آدم از سمت کسی که دوستش داره خیانت میبینه انگار دنیا رو سرش خراب می شه.حس می کنه همه چیزشو ازش گرفتن و با احساسات مختلفی روبرو میشه.روانشناسی بعد از خیانت به شما میگه که چطور با احساس خشم خودتون کنار بیاین و به آرامش برسید .

وقتی قربانی خیانت میشیم خون جلوی چشمامون و میگیره.دلمون می خواد هرجور شده تلافی کنیم و دلمون خنک بشه اما باید بگم این راهش نیست!خیلی ها دوست دارن بدونن اصلا چرا آدما خیانت می کنن؟تحقیقات نشون داده که علل خیانت در روانشناسی میتونه ناشی از حرص و طمع، حسادت، قدرت طلبی یا ترس، بی توجهی از سوی همسر، ازدواج های اجباری و … باشه.

جهت مطالعه بیشتر درباره علل خیانت زوجین به یکدیگر به صفحه مشاوره خیانت مراجعه فرمایید

ما تو این مقاله بهتون کمک می کنیم با خشم و عصبانیت بعد از خیانت روبرو بشین و اقدامات سازنده ای در این خصوص انجام بدین.

دیدگاه روانشناسی بعد از خیانت در مورد خشم

از دیدگاه روانشناسی بعد از خیانت، شخصی که خیانت دیده است خود را قربانی میداند، احساس عدم کفایت و نادیده گرفته شدن به او دست می دهد، حس می کند ناتوان است و دنبال برقراری عدالت و انتقام می رود.

همه ی افراد می توانند عصبانی شوند اما مساله مهم این است که از چه کسی، در چه زمانی و به چه دلیلی عصبانی می شویم؟عصبانیت یک احساس ثانویه است که مطمئنا یک درد یا ترس را در پشت خود پنهان می کند.ممکن است خشم به خودی خود بد نباشد چراکه یک واکنش احساسی طبیعی نسبت به بی عدالتی یا بی انصافی است.

اگر برای خشم از خیانت تصمیم به طلاق دارید حتما مقاله مشاوره پیش از طلاق را مطالعه نمایید

خشم احساسی است که ما اغلب برای کنار آمدن با احساسات دردناک از آن استفاده می کنیم. عصبانیت از یک طرف می تواند به ما قدرت و انگیزه بدهد و ما را تقویت کند. اما از سوی دیگر هم اگر بدرستی مدیریت نشود می تواند ما و عزیزانمان را به کشتن بدهد.

روانشناسی بعد از خیانت

راهکارهای کنترل خشم در روانشناسی خیانت

اگر قربانی خیانت شده اید و عصبانی هستید از راهکارهای روانشناسی خیانت برای کنار آمدن با خشم خود استفاده کنید:

خشم خود را بپذیرید

اول از همه خود را به خاطر احساس عصبانیت قضاوت نکنید و در نظر داشته باشید که اگر همسرتان به شما خیانت کرده این یک احساس طبیعی است که شما با آن مواجه شده اید. عصبانی بودن کار اشتباهی نیست اما اینکه در هنگام عصبانیت چکاری انجام می دهید ممکن است اشتباه باشد.

از کودکی به ما آموخته اند که عصبانی شدن و خشم، گناه است به همین دلیل خیلی از ماها سعی داشتیم اسم دیگری روی خشم خودمان بگذاریم.مثلا “من عصبانی نیستم ، فقط صدمه دیده ام.” “من عصبانی نیستم ، فقط ناامید شده ام.” “من عصبانی نیستم ، فقط ناراحتم.” اما در روانشناسی خیانت بیان شده است که اگر عصبانی هستید ، فقط اعتراف کنید ، “من عصبانی هستم”. و بعد از خودتان بپرسید که چرا عصبانی هستید؟دلایلی که ممکن است بیاورید این است:

او به من قول داد که هیچوقت به من آسیب نمی زند(احساس آسیب)
من الان تنها شده ام و یک مادر یا پدر مجرد هستم(احساس ترس)

با پرسیدن اینکه چرا احساس عصبانیت می کنیم به پاسخ درست می رسیم و راه حل را پیدا خواهیم کرد.

روانشناسی خیانت

بلافاصله پاسخ ندهید

در روانشناسی بعد از خیانت راه های زیادی برای کنار آمدن با خشم گفته شده است.بنابراین نیازی نیست که بلافاصله کاری کنید.بهتر است فقط احساس خشم و عصبانیت خود را پذیرفته و قبل از انجام هرکاری یا گفتن حرفی منتظر بمانید تا حستان کمی فروکش کند.

معمولا وقتی از روی عصبانیت در همان لحظه کاری می کنیم بعدا پشیمان می شویم.

بیشتر ما آن لحظه دوست داریم همسرمان را یکجوری تنبیه کرده یا شخص ثالث را مجازات کنیم ، اما اگر مجازات ما با انگیزه آسیب رساندن به آنها باشد کمی بعد احساس خوبی نخواهیم داشت. و در نهایت با مشکلات بیشتری روبرو خواهیم شد.

کانون خشم خود را پیدا کرده و آنرا تجزیه تحلیل کنید

باید علت خشم خود را بنویسید و بعدها که آرامتر شدید آنرا بخوانید تا ببینید احساس درستی داشتید یا خیر.بعضی از خشم ها از واقعیت سرچشمه می گیرند و شما کاملا محق هستید که ناراحت و عصبانی باشید اما بعضی وقت ها هم علت خشم شما ممکن است بی دلیل باشد.

هنگامی که کانون خشم خود را پیدا کردید ، می توانید گزینه های خود را تجزیه و تحلیل کنید. چه اقدام سازنده ای می توانید انجام دهید؟ آیا پاسخ شما برای شخص مقابل نیز خوب خواهد بود؟

روانشناس های متخصص خیانت بعد از برخورد با زن ها و مردان خیانتکار اینطور می گویند که گاهی اوقات ما فقط می خواهیم به خاطر اشتباهی که زن یا شوهرمان مرتکب شده به او آسیب بزنیم ، اما اینکار نمی تواند شما را ارضا کند.

اگر به شخص مقابل صدمه بزنیم ، نه تنها حالمان بهتر نمیشود بلکه بدتر هم می شود ، زیرا انوقت به جای اینکه با وقار رفتار کنیم ، خود را به سطح آنها رسانده ایم.

یک کار سودمند و سازنده انجام دهید

هدف از خشم، انگیزه دادن به ما برای یافتن یک اقدام سازنده است. اقدامات سازنده می تواند مجازات افرادی که مرتکب خطا می شوند ، اصلاح اوضاع ، اعلام ناراحتی و محکوم کردن خیانت پیش امده از سوی شما و بیش از همه تعیین حد و مرزهای محکمی که باعث تحریک فرد خیانتکار برای اصلاح رفتارهایش می شود، باشد.

روانشناسی زنان خیانتکار

روانشناسی زنان خیانتکار

در روانشناسی زنان خیانتکار مهمترین دلیل خیانت زنان این است که از شریک فعلی خود چیزهایی کافی را دریافت نمی کنند.حالا یا رابطه جنسی بد است و شریکشان هیچ اقدامی برای بهبود اوضاع نمی کند یا اینکه به لحاظ عاطفی زن را ساپورت نمی کند.

به طور کلی بی حوصلگی یا ناامیدی از زندگی می تواند انگیزه ای برای خیانت باشد. یک نظرسنجی بر روی بیش از ۱۵۰۰ نفر نشان داد که قدرت داشتن می تواند انگیزه خیانت در افراد باشد .

هرچه فرد دارای قدرت حرفه ای و مالی بیشتری باشد ، اعتماد به نفس بیشتری در توانایی جذب افراد دارد. وقتی زنان رشد حرفه ای را تجربه می کنند و از نظر اقتصادی از امنیت بیشتری برخوردار می شوند ، دیگر نمی پذیرند که مثل زنان قدیم مردشان را همانطور که هست قبول کنند و با بی مهری، مشکلات جنسی و … او کنار بیایند.

البته راحت است که به مردمان بگوییم برو من دیگر نمی خواهم با تو زندگی کنم اما همه ی زنها نمی توانند با شرایط بعد از آن کنار بیایند و به این سوالات که چرا مجرد هستی؟ چرا جدا شدی؟ چه مشکلی داشتی و … پاسخ بدهند بنابراین به خیانت روی می آورند.

یک عده هم که از استقلال مالی برخوردار نیستند و فقط به حمایت مالی همسرشان نیاز دارند زندگی می کنند اما در کنار آن خیانت هم می کنند.

 

بازگشت به زندگی بعد از خیانت زن

بازگشت به زندگی بعد از خیانت زن

اگر در حال حاضر در تلاش هستید تا زنی را که به شما خیانت کرده ببخشید شاید با خودتان بگویید بازگشت به زندگی بعد از خیانت زن چطور ممکن است؟ ما می دانیم که چه دردی را تحمل می کنید و با تمام وجود می خواهید که از این احساس بد بعد از خیانت رها بشوید.

شاید در نگاه اول همه چیز برای شما تمام شده باشد و حس کنید که دیگر نمی توانید یا نمی خواهید زندگی تان را از نو شروع کنید چراکه در این شرایط اعتماد دوباره به فردی که عاشقش بودید و این اجحاف را در حقتان کرده ممکن است کمی سخت بنظر برسد.اما زندگی شما خراب نشده و می توانید دوباره روابط خود را بهبود ببخشید.شاید این رابطه هرگز مثل روز اول نشود اما اگر همسرتان را ببخشید در درجه اول حال خود شما بهتر میشود. اگر سالها بخواهید به خیانت همسرتان فکر کنید خودتان را نابود می کنید.

پس برای اینکه درست تصمیم بگیرید اول باید به آرامش برسید و این احساس بد بعد از خیانت را از بین ببرید.بعد با کمک مشاور به یک نتیجه درست برسید و ببینید آیا میخواهید یک فرصت دیگر به شریک زندگیتان بدهید یا نه؟تمام جوانب و عواقب را در نظر بگیرید و با چشم باز اقدام کنید.

 

روانشناسی خیانت مرد به زن

روانشناسی خیانت مرد به زن

تحقیقات در روانشناسی خیانت مرد به زن نشان داده است که مردانی که خیانت می کنند ، بیشتر از زنانی که خیانت می کنند خوشحال هستند زیرا بیشترین دلیل انها برای اینکار لذت جنسی از شخص جدید است. اما زنان خیانتکار به دنبال ارضای عواطف و احساسات خود هستند.

مردان دلایل خیانت به زنان را تنوع طلبی در روابط جنسی، تمایل به داشتن هیجان در زندگی، نارضایتی از همسر، نق زدن های زن، تغییرات جسمی زن ، عدم تمکین جنسی زیادو … بیان می کنند که هیچ کدام از اینها دلایل منطقی ای نبوده و کار آنها را توجیه نمی کند.

برخی از مردان هم خودشان نمی دانند چرا خیانت می کنند و این ریشه در گذشته و مشکلات شخصیتی آنها دارد که باید حل شود.

سکوت بعد از خیانت

سکوت بعد از خیانت

قدرت سکوت بعد از خیانت  را دست کم نگیرید.شاید درابتدا برایتان سخت باشد که در مقابل این بی وفایی سکوت کنید و دلتان بخواهد هرآنچه که می خواهید را بر زبان بیاورید اما توصیه ما این است که بلافاصله بعد از اینکه متوجه شدید همسرتان به شما خیانت می کند، خشم خود را بروز ندهید.اینجاست که سکوت می تواند مفید باشد.چرا؟ برای اینکه در آن لحظه شما بشدت عصبانی هستید و اصلا ممکن است که قضاوت نادرستی کرده باشید و در یک لحظه با حرفهایی که می زنید همه چیز را به هم بریزید و باعث نابودی رابطه تان شوید.

در چنین مواقعی اول باید به لحاظ روحی آرام شوید و بعد با یک فکر منطقی و مشورت با مشاور مطمئن شوید که فکرتان درست بوده.بعد اگر اطمینان حاصل کردید که شریک شما خیانت کرده دیگر سکوت کردن جایز نیست.احساسات، ناراحتی و خشم خود را ابراز کنید اما حواستان باشد که نخواهید به هر طریقی که شده انتقام بگیرید.شما حق دارید عصبانی باشید.اما بهتر است بعد از مدتی بنشینید و با شریکتان در این مورد صحبت کنید البته خیلی خوب است که از یک روانشناس هم در این بین کمک بگیرید تا بتوانید درست تر و بدور از هرگونه احساسات کاذب تصمیم بگیرید.

 

روانشناسی
11 Comments
  1. سلام.همسرم دوست پسرر داره
    من نابود شدم .لطفا کمکم کنید💔

    • سلام دوست عزیز.
      توی این شرایط باید آرامش خودتون و حفظ کنین و فعلا هیچ اقدامی نکنید.چون خشم دارید و ممکنه کار اشتباهی ازتون سر بزنه.با شماره ۴۴۹۷۴۵۶۳ ۲۱ ۹۸+ تماس بگیرید مشاوران ما کمکتون میکنن.

  2. درود بر شما. مردی ۴۵ ساله هستم که حدود ۲۰ سال پیش ازدواج کرده و دارای سه فرزند هستم. زندگی آرومی داشته و از زندگی جنسی و عاطفی سابقم کاملاً راضی هستم. تأکید میکنم که زندگی جنسی سابق…..! الان ده سالی میشه علی‌رغم علاقه و محبتی که به همسرم داشته، دل در گرو عشق بانویی دارم. پس از ابراز این عشق، ایشون نیز همین عشق رو ابراز کرده و از همون موقع زندگی مخفیانه‌ای رو شروع کردیم. همینجا هم ذکر کنم که مرد متمولی نبوده و یک کارمند ساده‌ی بخش خصوصی هستم و از دار دنیا یک آپارتمان و یک خودروی ایرانی بیشتر ندارم. اون خانم هم چیز زیادی از این دنیا ندارند. لذا بحث مالی در این رابطه کلا منتفی‌ست. اینجا یادآور میشم که همسر بنده از نظر جسمی دارای مشکلاتی بوده و از لحاظ روحی نیز زنی بسیار بسیار شکننده هستند. لذا همینها باعث شده که موضوع زندگی دومم مخفی باقی بمونه و ترس از فروپاشی کامل سلامت جسمی و روحی ایشون باعث شده چندان علاقه‌ای به برملا شدن عشق حقیقیم نداشته باشم. در حالا حاضر بر سر دوراهی ادامه زندگی دوم به همین کیفیت فعلی یا گفتن موضوع به همسرم و پایان دادن به زندگی اول با توجه به خصوصیات مادر فرزندانم گیر کردم. میخواستم ببینم آیا راهکاری هست برای حل این معضل یا خیر؟ سپاس از شما.

  3. سلام و وقت بخیر
    من مردی ۲۸ساله هستم که ۹ساله ازدواج کردم خانمم هفت ماه باردار هستن
    متاسفانه یک لحظه یه فکر شیطانی به سرم زد که با زن عموی همسرم وارد دوستی و رابطه شم اما این کار جز ۲۵تا پیامک و ۱۰دقیقه مکالمه تلفنی بیش نبود
    که متاسفانه زن عمو همسرم اون مکالمه رو ظبط کرده و در اختیار همسرم و خانواده همسرم گذاشته میخواستم باتوجه به شرایطی که داریم هم من هم همسرم و هم اینکه فرزندی که بعد دو ماه قراره به دنیا بیاد
    ممنون میشم راهنماییم کنین

  4. سلام و عرض خسته نباشید مشبه زندگی آقا سیروس با کمی فرق که زن دوم بنده بیماری دوقطبی جنون شیدایی ایش را ازم مخفی کرد و با پنهانکاری مریضی اش و سعی در مخفی کردن زندگی و همسر اولم تا جای پیش رفت که دیگر تحمل رفتار های بسیار ویران کننده و اعصاب خورد کنش دیگه نداشتم و با فاصله گرفتن ازش تا جای که اقدام به خیانت و زندگی در بیخبری با یک مرد بی اصل ونصب در دور از شهر محل سکونتمون کرد واین در حالی بود که با همان قدر که به همسر اولم داشتم به ایشون نیز داشتم ولی این موجود بی وجود که لیاقت منو نداشت با کمال بی معرفتی و بی شرمی جواب اون همه مهر و محبت وعشق و علاقه با فراردزدکی وخیانت با ی مرد بسیار بد اخلاق ومعتاد الکلی وبی ریخت را داد .امید وارم هم آقا سیروس و هم عزیزان که مطالب بنده را مطا لعه میکنند در س عبرت گرفته باشند/کما اینکه بنده نیز از مطالب بسیاری از بزرگواران درس گرفتم. برقرار باشیین/محمد از تهران

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *