26 آبان, 1400

روانشناسی بعد از جدایی

همه ی ما یک روزی به شخصی علاقه مند شدیم، وارد رابطه شدیم یا ازدواج کردیم اما بعد از مدتی به دلایل مختلف جدا شدیم.روانشناسی بعد از جدایی به مسائلی که بعد از جدایی با اون مواجه میشیم می پردازه.

۱. روانشناسی بعد از جدایی به چه مسائلی می پردازد؟

۲. روانشناسی مردان بعد از جدایی

۳. دلتنگی مردان بعد از جدایی چه زمانی بروز می کند ؟

۴. چرا ما دلتنگ می شویم؟

۵. درمان دلتنگی چیست؟

۶. از نظر علمی چرا جدایی اینقدر سخت است؟

۷.احساس پسرها بعد از جدایی

۸. نتیجه گیری

وقتی بعد از مدتی از کسی که دوستش داریم جدا می شیم دلتنگی بدجور اذیتمون میکنه و هرلحظه به ما فشار میاره که برگردیم و دوباره به هر طریقی شده رابطه مون و ادامه بدیم و اینجاست که دوباره خودمون و درگیر یه رابطه سمی می کنیم.تو این مقاله میخوایم با هم ببینیم که چطور با جدایی کنار بیاییم و این دوران و با موفقیت پشت سر بزاریم.

روانشناسی بعد از جدایی

روانشناسی بعد از جدایی

روانشناسی بعد از جدایی به تمام افرادی که خواسته یا ناخواسته از شریک عاطفی شان جدا شده اند کمک می کند تا دوباره خودشان را ریکاوری کنند و با احساسات دلتنگی و مبهمی که بعد از جدایی با آن مواجه می شوند به بهترین نحو کنار بیایند.

جدایی غیر منتظره یا ناخواسته می تواند باعث ناراحتی روحی و روانی در فرد گردد.در چنین مواقعی افراد دچار احساس تنهایی، طرد شدن، ناتوانی، ناکافی بودن، غم و اندوه و … می کنند.
در دوران بعد از جدایی ممکن است دلتنگی و مرور خاطرات خوب گذشته به قدری به شما فشار بیاورد که تصمیم بگیرید دوباره به رابطه قبل برگردید.اینکه جدایی به چه دلیلی بوده و چقدر تصمیم دو طرف درست بوده، اینکه آیا دوباره می توان رابطه تمام شده را شروع کرد یا نه؟ و کلی سوال دیگر چیزهایی هستند که در روانشناسی بعد از جدایی مورد بررسی قرار می گیرد.

روانشناسی مردان بعد از جدایی

دلتنگی مردان بعد از جدایی

آیا مردان بعد از جدایی دلتنگ میشوند؟این سوالی است که خیلی از خانم ها و حتی خود آقایان دوست دارند جوابش را بدانند و به همین خاطر بدنبال مباحث روانشناسی مردان بعد از جدایی می گردند.

از آنجاییکه از کودکی پسرها را طوری برای خودشان و دخترها جلوه داده اند که یک مرد گریه نمی کند، مردها قوی هستند، احساسی نیستند و …خیلی ها فکر می کنند که واقعا شخصیت مردان اینگونه است و اگر یک رابطه عاطفی تمام شود آقایان خیلی آسیب نمی بینند و به قول معروف عین خیالشان هم نیست.اما واقعیت این است که دلتنگی مردان بعد از جدایی یک امر طبیعی و رایج است.مهم نیست که مرد رابطه را تمام کرده یا زن بهرحال هر دو طرف آسیب دیده اند.

پسرها معمولا تمایل دارند قوی بنظر برسند تا بتوانند احساسات واقعی شان را بعد از جدایی پنهان کنند.آنها سعی میکنند که مثل یک فرد عاقل و بالغ رفتار کنند و تا حد زیادی خودشان را خونسرد و بی تفاوت نشان میدهند.اما دیر یا زود این نقشی که به خود گرفته اند فرو می ریزد و چنانچه احساس پسرها بر عقلشان چیره شود، در نهایت تسلیم میشوند.

آیا مردان بعد از جدایی دلتنگ میشوند

چه زمانی یک مرد بعد از جدایی دلتنگ می شود؟

پاسخ قطعی برای این سوال وجود ندارد و این کاملا به مرد و نحوه جدایی بستگی دارد.وقتی جدایی بخاطر فشار های خانوادگی یا اجتماعی و خلاف خواست دختر و پسر باشد تاثیر روانی سنگینی بر هر دو طرف می گذارد.و مردان هم درست مثل زنان برای مقابله با جدایی کار سختی خواهند داشت.

اما اگر پایان دادن به رابطه با خواست هر دو طرف یا یکی از آنها باشد و پایان تلخی هم در کار نباشد چه؟ آیا باز هم مردها دلتنگ می شوند؟

در بیشتر موارد واکنش مردان به جدایی، با زنان متفاوت است زیرا پسرها بعد از جدایی خیلی درک نمی کنند که چه اتفاقی افتاده است زیرا حس می کنند که دیگر یک مرد مجرد و آزاد هستند.این به معنای این نیست که مردان بی عاطفه هستند و به رابطه اهمیت نمی دهند.

دلتنگی مردان بعد از جدایی

بعد از جدایی پسرها تلاش می کنند تا با مهمانی، خوش گذرانی ، وقت گذرانی با دوستان و …از فکر کردن به رابطه فرار کنند.این تکنیک رایجی در مردان است چراکه می خواهند از این طریق به جنبه های مثبت جدا شدن فکر کنند.حتی ممکن است وارد رابطه جدید بشوند اما این رابطه دوام نمی آورد و این کارها خیلی زود تمام می شود و در نهایت مرد با جدایی و احساس دلتنگی بعد از آن روبرو می شود که برای برخی از مردان بسیار سخت است. این فرآیند تقریبا ۸ هفته و شاید کمتر طول می کشد.

زمانیکه دختر ارتباطش را بطور کل در همه جا با پسر قطع می کند کنجکاوی مردان بیشتر میشود.آنها دوست دارند بدانند که شما چکار می کنید.شاید سعی کنند حال شما را از دوست و آشنا بپرسند.در این شرایط وقتی مردها نتوانند به شما دسترسی پیدا کنند و احساس کنند که شما را برای همیشه از دست داده اند بشدت دلتنگ می شوند.

بعد از مدتی پسرها به مرور خاطرات می پردازند و تمام تمرکزشان را روی روزها و چیزهای خوبی که در رابطه داشته اند می گذارند.در این مرحله مردان ممکن است به خودشان شک کنند و بگویند من اشتباه کردم و با یک پیام دلم برات تنگ شده یا منو ببخش بخواهند که به رابطه قبلی برگردند.

دلتنگی بعد از جدایی

دلتنگی چیست و چرا دلتنگ می شویم؟

دو نوع دلتنگی داریم: دلتنگی ترمیمی و بازتابی

در دلتنگی ترمیمی فرد سعی می کند که چیزهای گذشته را بازسازی و دوباره زنده کند.
در دلتنگی انعکاسی فرد پذیرفته است که گذشته دیگر گذشته و باید برای زندگی جدید آماده شد.

دلتنگی در واقع یک واکنش رایج نسبت به تغییر در زندگی است.زمانیکه ما یک عزیزی را از دست می دهیم، یا به شهر دیگری مهاجرت می کنیم و … روال زندگی ما تغییر می کند و ما مجبور می شویم تا خودمان را با شرایط جدید سازگار کنیم.

درمان دلتنگی چیست؟

راه های رفع دلتنگی بعد از جدایی

خیلی از افرادیکه از یک رابطه احساسی یا ازدواج خارج شده اند بدنبال راه های رفع دلتنگی بعد از جدایی می گردند.

اما جالب است که حتی کسانی که قصد جدایی دارند و هنوز رابطه شان را تمام نکرده اند هم از قبل بدنبال داروی دلتنگی هستند و می پرسند که با دلتنگی بعد از جدایی چه کنیم؟

نکته منفی در مورد دلتنگی بعد از جدایی این است که ما را به سمت تصمیم گیری های نادرست سوق می دهد یعنی شروع کردن دوباره رابطه با فردی که می دانیم گزینه مناسبی برای ما نیست.

خیلی ها رابطه و ازدواج مجدد را بهترین درمان برای رفع دلتنگی می دانند اما این کار خطر ناک است جهت آشنایی با راهکار رابطه جدید خوب مقاله مشاوره ازدواج مجدد را مطالعه نمایید.

بنابراین برای درمان دلتنگی شدید بعد از جدایی کارهای زیر را انجام دهید:

  • اول باید تمام عوامل محرک را شناسایی کرده و کنار بگذارید.مثلا برای شروع شریک سابقتان را از شبکه های اجتماعی آنفالو کرده یا آنها را بلاک کنید.وقتی هر روز عکس عشق سابقتان را در اینستاگرام و … ببینید هی خاطرات را مرور می کنید و بیشتر متوجه نبود آن شخص می شوید و همین شما را تحریک می کند که به او پیام دهید.از طرفی مردم در رسانه های اجتماعی بهترین حالت خودشان را نشان می دهند و این باعث می شود شما فکر کنید آن فرد تغییر کرده و اگر رابطه را از اول شروع کنید همه چیز متفاوت خواهد بود.
    احساستان را بپذیرید.دلتنگی بخشی از زندگی همه ماست.وقتی با این حس روبور شدید به خودتان یادآوری کنید که این یک امر طبیعی است و برای خودتان قانون بگذارید که فقط ۱۵ دقیقه حق دارید که به رابطه قبل فکر کرده و حس دلتنگی داشته باشید.وقتی این زمان تمام شد نکات منفی و دردهایی که در رابطه متحمل شده اید را بیاد بیاورید و به خودتان یادآوری کنید که نکات مثبت جدایی از نکات مثبت رابطه بیشتر است.
  • تنها نمانید و سعی کنید با دوستان، همکاران، خانواده، فامیل و … وقت بگذرانید و روابطتان را گسترش دهید.با دوستانتان برای گردش و تفریح برنامه ریزی کنید.اینکار باعث می شود حواس شما پرت شود و کمتر دلتنگ شوید.
  • اهداف جدیدی برای خودتان بچینید.داشتن هدف در زندگی به انسان امید می دهد.کارهایی که همیشه دوست داشتید انجام دهید و نتوانسته اید را امتحان کنید.یاد گرفتن زبان ، کم یا زیاد کردن وزن ، افزایش درآمد، کسب مهارت در یک رشته خاص و … می تواند هدف های کوتاه مدت باشد که باعث افزایش انگیزه در شما بشود.
  • سعی کنید در لحظه حال باشید و هر روز بخاطر زنده بودن و زندگی کردن و برخورداری از این همه نعمت شکرگزاری کنید.کتاب معجزه سپاسگزاری از راندا برن می تواند برایتان بسیار مفید باشد.
  • حرکت کنید.ورزش کردن باعث افزایش هورمونهای شادی می شوند.سعی کنید پیاده روی کنید و فایلهای آموزشی عالی گوش دهید.آهنگ های شاد بگذارید و برقصید.کلاس های ورزشی ثبت نام کنید.تکنیک های یوگا را برای افزایش آرامش ذهن انجام دهید.
  • هر زمان که دلتنگی سراغتان آمدن خودتان را مشغول انجام کار کنید.بازی های کامپیوتری، تماشای فیلم، بیرون رفتن با دوستان، نظافت شخصی و مرتب کردن وسایل، تمیز کردن اتاق، تلفن کردن به دوستان، کتاب خواندن و … می تواند ذهنتان را از فکر کردن به رابطه قبلی دور کند.

با دلتنگی بعد از جدایی چه کنیم

دلیل علمی سخت بودن جدایی

محققان بر اساس اسکن مغزی FMRI که از افرادی که از همسرشان جدا شده بودند گرفته شده بود متوجه شدند که وقتی فرد به عکس شریک سابق خود نگاه می کند یکسری از نواحی مغزش روشن می شود و همزمان به تجربیاتی که با آن فرد داشته است فکر می کند.آنها این را با زمانی مقایسه کردند که فرد به عکس یکی از دوستانش نگاه می کند و سپس آنها را با یک میله داغ در معرض درد قرار دادند.از این طریق دانشمندان متوجه شدند که وقتی افراد عکس شریک زندگی شان را میبینند یا دچار درد فیزیکی می شوند یک نقطه مشترک در مغز آنها روشن می شود که این نقطه در هنگام نگاه کردن به عکس یک دوست روشن نمی شود.اما این به معنای این نیست که دلتنگی و جدایی باعث درد فیزیکی می شود اما نشان میدهد که چقدر برای مردم سخت است که شریک قبلی خود را رها کنند و به زندگی شان ادامه دهند.

احساس پسرها بعد از جدایی

احساس پسرها بعد از جدایی

شاید پی بردن به احساس پسرها بعد از جدایی برای شما هم جالب باشد.واکنش مردان بعد از جدایی بسته به شخصیت ، نحوه تربیت، میزان آگاهی آنها در مورد یک رابطه صحیح و بدور از وابستگی و خیلی چیزهای دیگر فرق دارد.اما اکثر مردان مراحل زیر را تجربه می کنند:

شوک و انکار:

در مرحله اول احساسات یک مرد بی حس می شود و باور نمی کند که همچین اتفاقی برایش افتاده است

درد و احساس گناه:

کم کم شوک از بین می رود و جای خود را به درد و‌رنج می دهد.

خشم و واکنش های منفی:

در این گام پسرها غم و اندوه را پشت سر می گذارند و خشم را تجربه می کنند.آنها حتی به افرادی ک هیچ تقصیری ندارند هم حمله می کنند.

افسردگی و‌ تنهایی:

در این زمان است که مرد متوجه می شود که چه کسی را از دست داده است

چرخش رو به بالا:

در این مرحله تعداد روزهای خوب مردان بیشتر از قبل می شود ولی باز هم برخی از محرک ها باعث می شود فکر کنند به نقطه اول ک شوک و‌انکار است برگشته اند

بازسازی:

مردان در این مرحله بدون در نظر گرفتن زندگی سابق خود شروع به برنامه ریزی و‌ تعیین اهداف برای خود می کنند

پذیرش و امید:

در این مرحله پسرها تمام دردها و موارد منفی درونشان را تحت کنترل گرفته و کم کم به پذیرش می رسند

نتیجه گیری

قبل از اینکه تصمیم به جدایی بگیرید به یک مشاور مراجعه کنید زیرا ممکن است مشکلات بین شما سوء تفاهم باشد و براحتی حل شود.

اما در صورتیکه مشکل شما حل نشد و جدا شدن شما دلایل منطقی و درستی دارد هم می توانید از یک روانشناس بعد از جدایی راهنمایی بگیرید تا احساسات خود را در این دوران بهتر مدیریت کرده و این مرحله را براحتی پشت سر بگذارید.

روانشناسی
9 Comments
  1. محمد مصطفی حمیدی 12 بهمن, 1400 در 4:53 ب.ظ پاسخ

    اسم من محمد مصطفی حمیدی هستم .از کابل دو دختر هفت ساله و چهار ساله دارم .من و خانم در دوران اشرف غنی زندگی آرام داشتیم هر دوی ما کار میکردیم .اقتصاد خوب داشتیم .خانم در انجوی کمک usaid کار میکرد .و مه هم کارمن بانک بعد حکومت طالبان که امد تصمیم کرفتیم خارج بریم .یک جا با دو دختر مان .اما اتفاق غیر عادی پیش رفت من و خانمم با هم گفت گو خانوادگی کردیم کمی از هم دیگر قهر بودیم .که ناگهان کار خارج رفتن شروع شد .خانم من همرای دو دخترم تنها رفتن البانی و من را تنها گذاشت در کابل .خانم من هفته اول و هفته دوم خوب بود همرایم تماس تلفونی بر قرار میکرد .اما بعد از دو هفته همرایم تماس ندارد و حتی مرا بلاک کرده .من در کابل هستم و خانمم در البانی است همرای دو دخترم .خانم من را میگوید دیگه زن بگیر.نمی توانم با تو زندگی کنم .لطفا جوابم را بدهید که من چی کنم .

  2. من دختر حساسی هستم از دوست داشتن و جدایی هراس داشتم هیچوقت رابطه دوستی با هیچ پسری را تجربه نکردم. اما در سن ۲۷ سالگی پسری افغان توانست باعث شود دوستش داشته باشم .او در کشور دیگری غیر از ایران زندگی می کند .خیلی صبور و مودب بود .این همه مدت همیشه من عصبی میشدم و به او حرف میزدم ولی حتی یکبار هم بی احترامی نکرد .نهایتا بعد از دوسال گفت همچنان دوستم دارد ولی نمی تواند بی احترامی را تحمل کند .ولی درک نکرد که تجربه اول من بود و این همه فاصله و ندیدن کسی که دوستش دارم من را بیشتر آزار میدهد .نتیجه گرفتم من کلا عاشق نشوم بهتر هست

  3. نکته قابل تامل اینه که در ابتدا حتما بصورت منطقی و احساسی توامان به این فکر کنید که این اختلافات که باعث جدایی شده چقدر عمیق و جدیه در خیلی از مواقع یه سو تفاهم یا انتقال بد مفاهیم یا عدم مهارت در رابطه بدلیل عدم شناخت جنسیتی و… باعث برداشت منفی یکی از طرفین میشه قبل اینکه تمام راه های ارتباطی رو ببندید و تلاش کنید تا برای فراموشی اقدام کنید حتما و حتما تز این موضوع اطمینان حاصل کنید و اگه در حال حاضر هم متوجه اشتباهتون شدید حتی اگر وارد رابطه واکنشی هم شده اید سریعا بدون عذر و بهونه از رابطه ناسالمی که توش رفتید بیرون بیاین دقیقا این رابطه مثل باتلاقه که کم کم شما رو غرق میکنه اگه از همه لحاظ مطمن شدید که این جدایی عجولانه بوده و بدلیل برداشت منفی ایجاد شده حتما بدون غرور و لجبازی حضورا باهم صحبت کنید و فرصت جبران بهم بدید در خیلی از مواقع حتی اگه طلاق توافقی هم صورت گرفته باشه و طرفین هیچ احساسی بهم هم نداشته باشن یعنی نه تنها عشق بلکه هیچ احساس مثبتی نسبت بهم نداشته باشن هم مدتی حدود 6 ماه تا یکسال زمان میبره که مراحل سوگ طی بشه تازه این جدایی شکست عشقی محسوب نمیشه حالا شما تصور کنید فشار روحی پارتنرهای عاشق مخصوصا بخاطر سو برداشت چقدر میتونه لطمه و صدمه و حسرت ایجاد کنه بخاطر همین موضوعه که تا زمانی که کاملا با خودتون از همه لحاظ کنار نیومدید و به تعادل احساسی و منطقی و مستدل نرسیده اید تحت هیچ عنوان وارد هیچ رابطه ای نشید چون باعث میشه خیلی سریع به بن بست برسید با وابستگی مبارزه کنید نذارید فرصتی که جهت شناخت در اختیارتون هست رو بجای وقت گذاشتن برای شناخت طرف مقابل به فکر ایجاد علقه و رابطه عمیق و وابستگی بشه چون وابستگی باعث میشه احساسات و هیجاناتتون بر منطقتون چیره بشه و نتونید تصمیم واقع بینانه بگیرید و در کل تا زمانی که قلبا عاشق طرفتون نیستید تو یه عشق یه طرفه نمونید تو معذوریت قرار نگیرید یا از نظر مذهبی و اعتقادی هم کفو و برابر نیستید سریعا از رابطه خارج بشید چرا که شما تو یه رابطه هدفتون زندگی کردن باهم تا آخر عمرتونه یجودی هویتتون یکی میشه این مسایل رو حتما جدی بگیرید بخاطر تنهایی وارد یه رابطه بد و ناسالم و سمی نشید در اینصورت بیشتر و بیشتر احساس تنهایی و متعاقب اون احساس بی ارزشی و پوچی و نا امیدی از زندگی و آینده و سرخوردگی میشید بخاطر خلا عاطفی یا جنسی هم وارد رابطه نشید بطور کل به حرف دلتون گوش بدید و بخاطر خودتون وارد رابطه بشید نه بخاطر توصیه خانواده یا دوستان قطعا خودتون باید به ندای درونیتون پاسخ بدید با افراد دارای صلاحیت مشورت کنید ولی در نهایت شما هستید که میخوان برای یه عمر با شرک عاطفیتون زندگی کنید مخصوصا قابل توجه افرادی که قبلا تجربه رابطه ناموفق رو داشتن البته با چاشنی منطق به مسایل مادی هم تا حدودی توجه کنید حتما قبل از ورود به رابطه و ازدواج نظر تعدادی از روانشناسان حوزه تخصصی ازدواج و رابطه جویا بشید ممنون از شما

    • چقدر خوب حرف زدید کاش یه ایمیلی چیزی ازتون داشتم
      حرفایی که زدید کاملا من بودم

      • لطفا تحت هیچ شرایطی حداقل یکسال پس از جدایی وارد رابطه جدیدی نشید چرا که این ورود بر مبنای واقعیت و بشکل منطقی نیست و صرفا برای رهایی از ,احساسات و هیجانات منفی نظیر احساس تنهایی احساس پوچی و بی ارزشی بخاطر خلا عاطفی یا درملندگی یا عزت نفس پایین پس از جدایی عاطفی یا رهایی از مشکلات و غم و اندوه ناشی از جدایی یا حتی ترس از بالا رفتن سن یا بخاطر فشارهای اطرافیان و….صورت گرفته و کاملا هیجانی و احساسی تصمیم اشتباهی گرفتید قطعا با رابطه جدید وابستگی بوجود میاد ولی معیار و شاخصهای انتخاب عشق از بین میره و قطعا در آینده ای نه چندان دور به بن بست میرسید در وهله اول با خودتون منطقی استدلال کنید که علت شکست و جدایی عاطفی رابطه عاشقانه قبلیتون چی بوده ممکنه فقط بر مبنای سو تفاهمات این جدایی صورت گرفته پس بخاطر خوشبختی و آرامش خودتون حتما یه فرصت دیگه بهم بدید حیفه که موانع و طرحواره های ذهنی یا ذهن خوانی طرف مقابل و نشخوارهای منفی نسبت به رابطتتون باعث جداییتون بشه در اینصورت تا آخر عمرتون آه و حسرت میخورید لجیازی و غرورتون احمقانه رو بذارین کنار در عشق واقعی غرور یه سمه و تا زمانی که ابتدای رابطه نسبت به طرفتون عشق قلبی ندارین بخاطر صرف خلا عاطفی و سایر طرحواره ها وارد هیچ رابطه ای نشید و اگر شدید به خودتون دروع نگین که به مرور بهتر میشیم سریعا از این رابطه سمی خارج بشین دنبال بهونه و توجیه موندن تو رابطه نباشید الان جدا بشید خیلی بهتر از اینه که در آینده جداشین یکی از این افکار منفی انرژی و زمانیه که تو رابطه جدید صرف کردید یا احساس عذاب وجدان بخاطر درد شکست عاطفی طرف مقابل یا هزینه های مالی و…. میباشد اگه الان خارج نشید و درگیر و اسیر عشق یطرفه شخص مقابلتون بشید در آینده نه چندان دور این احساس ناخوشایند رو با پوست و گوشت و استخوان لمس و درک میکنید برای طرف مقابلتون حس ایثار و فداکاری نداشته باشید این حس زمانی به کمک شما میاد که تو یه رابطه عاشقانه و متقابل باشید بازم تاکید میکنم در صورت امکان به عشق قبلیتون برگردین و از نو همه چی رو شروع کنید و این برگشت نباید بخاطر عذاب وجدان ترحم و دلسوزی یا خلا احساسی و عاطفی باشه برگشتتون فقط بخاطر خود شخص ماهیت و جوهر اون پارتنر باشه در هم از نظر روحی حل بشید
        موفق باشید

  4. من هم مدتی است از نامزدم جدا شده ام تصمیم من بود اما الان خیلی پشیمانم امیدوارم بازگردد جبران کنم

  5. سلام،من ۳۱ سالمه و آقا هستم،مدت ۳ سال با یک دختر که یکسال از من کوچکتر بود دوست بودم،در فضای مجازی با هم دوست شدیم،کم کم این رابطه خیلی صمیمی شد و تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم ولی متاسفانه ما از دو استان متفاوت بودیم و خانواده های ما از نظر فرهنگی با هم اختلاف داشتند و محل کارهای ما از همدیگه فاصله داشت،هر بار که این موضوع رو با خانواده مطرح میکردم آنها مخالفت میکردند و میگفتند این دختر بدردت نمیخورد و بهانه می آوردند و من هم با این فکر که بالاخره راضی میشوند این رابطه رو ادامه دادم و نمیدونستم چه کار کنم و هر بار که به اون دختر میگفتم خانواده ام مخالفن،به من امیدواری میداد و میگفت با مرد دیگه ای نمیخواهد ازدواج کند،با این که خیلی حس خوبی به اون دختر داشتم،متاسفانه تحت تاثیر خانواده ام به خوواستگاری دختر دیگری رفتم درحالی که در ذهنم اورا با دختری که با او در رابطه بودم مقایسه میکردم و پشیمان شدم اما جرات نداشتم به خانواده ام بگویم که پشیمان شده ام و نمیدانستم چه کار کنم،پیش یک مشاور خانم رفتم و تمام ماجرا را گفتم،مشاور به من گفت آن رابطه چون در فضای مجازی بوده سرانجامی نداشته و نباید ادامه پیدا کنه گفت عکس های اون دختر رو پاک کنم و رابطه ام باهاش قطع کنم و با دختری که به خواستگاری اش رفته ام و آنها هم به خوواستگاری جواب مثبت دادن ادامه دهم،من هم با اینکه تردید داشتم عکسهای آن دختر را حذف کردم ولی هنوز با او در رابطه بودم و به او گفتم که به خوواستگاری دختر دیگری رفته ام،اون دختر ضربه روحی بدی خورد و هر روز بهم التماس میکرد که بهش برگردم و خواستگاری رو بهم بزنم ولی جراتشو نداشتم،دوست داشتم یکی بیاد منو نجات بده😔حس عذاب وجدان داشتم،در آن واحد با دو دختر رابطه داشتم،دختری که سه سال باهاش دوست بودم و کلی خاطره داشتم و دختری که هیچ خاطره ای باهاش نداشتم!!!تو یه برزخ بوودم نمیدونستم با زندگیم چیکار کنم،خانوادم که فهمیدن دارم پشیمون میشم قرار عقد گذاشتن و من هر چی مخالفت کردم فایده ای نداشت و من با دختری که دوسش نداشتم ولی دوستم داشت عقد کردم و دختری رو که باهاش دوست بودم رو رها کردم😔😔اینارو گفتم که هیچوقت این کارو با یه نفر نکنید،من الان مردی هستم که هنوز دلتنگ اون دوست مجازی هستم با اینکه قلبشو شکستم و تو شرایطی گذاشتمش که منو ترک کنه!!شبها خوابش رو میبینم و این عذاب همراه منه!!!هیچوقت هیچوقت عجولانه تصمیم نگیرید و به هر مشاوری اعتماد نکنید!!زندگی من به طلاق ختم شد بعد یکسال و دیگه هیچوقت اون دوست مجازی رو ندیدم و حسرتش به دلم موند و زندگی سه نفر تباه شد😔😔😔😔

  6. در کل تا زمانی که قلبا عاشق طرفتون نیستید تو یه عشق یه طرفه نمونید تو معذوریت قرار نگیرید یا از نظر مذهبی و اعتقادی هم کفو و برابر نیستید سریعا از رابطه خارج بشید چرا که شما تو یه رابطه هدفتون زندگی کردن باهم تا آخر عمرتونه یجودی هویتتون یکی میشه این مسایل رو حتما جدی بگیرید بخاطر تنهایی وارد یه رابطه بد و ناسالم و سمی نشید در اینصورت بیشتر و بیشتر احساس تنهایی و متعاقب اون احساس بی ارزشی و پوچی و نا امیدی از زندگی و آینده و سرخوردگی میشید بخاطر خلا عاطفی یا جنسی هم وارد رابطه نشید بطور کل به حرف دلتون گوش بدید و بخاطر خودتون وارد رابطه بشید نه بخاطر توصیه خانواده یا دوستان قطعا خودتون باید به ندای درونیتون پاسخ بدید با افراد دارای صلاحیت مشورت کنید ولی در نهایت شما هستید که میخوان برای یه عمر با شرک عاطفیتون زندگی کنید مخصوصا قابل توجه افرادی که قبلا تجربه رابطه ناموفق رو داشتن البته با چاشنی منطق به مسایل مادی هم تا حدودی توجه کنید حتما قبل از ورود به رابطه و ازدواج نظر تعدادی از روانشناسان حوزه تخصصی ازدواج و رابطه جویا بشید ممنون ا

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.